أحمد بن حامد كرمانى

49

تاريخ افضل ( بدايع الأزمان في وقائع كرمان ) ( فارسى )

يزد شدند و او را باز كرمان آوردند و در سنّ شيخوخت ، كرّت ديگر متصدى منصب اتابكى شد چنانچه در جاى خود گزارش خواهد يافت . ) ( گفتار در ذكر جلوس ملك آرسلان بر سرير دار الملك بردسير كرّت ديگر . ) ( بعد از توّجه ملك بهرامشاه بجانب دار الملك بم ) ملك ارسلان در دار الملك بردسير آمد ، و وزير او در لشكرگاه جوانى بود اصفهانى از اسباط نظام الملك و زيادت هدايتى نداشت امّا در اصفهان ملك ارسلان را خدمتها كرده بود و اين منصب خريده ، و در مقام لشكرگاه و غلبه بر صحرايى كفايت او كار ميرفت و رشد و غىّ او اثرى نداشت . چون در شهر آمدند ، او مردى غمر غريب بود [ و ] در استيناف مصالح ممالك و تدارك خلل و تقرير امور جهاندارى « 1 » [ در نصاب استقامت ، ] حاجت افتاد بفحلى باذل با كفايتى كامل و تدبيرى شامل . ناصح الدين [ ا ] بو البركات كه وزير ملك طغرل بود و از آن رتبت استعفا خواسته و در خرقهء اهل تصوّف گريخته ( و از دنيا باكنار شده ؛ ) در ميان كشيدند و اسم وزيرى « 2 » بر وى نهاد [ ند ] و او بعصا « 3 » و خرقهء كبود ، تن در آن داد و عدل و ظلم ، هر [ آن ] چه پيش آمد مباشرت آن كرد و ديوان عدوان در مساجد و رباطات و مدارس مىداشت . ( چون ماه دى سنه 560 خراجى درآمد . ملك ارسلان عزيمت جيرفت نمود با قطب الدين محمد اتابك و ناصح الدين بو البركات وزير ؛ و تا اول ماه خرداد سنه 561 آنجا بماند . پس بنظام حال و فراغ بال باز دار الملك بردسير آمد و بقضاء شهوت و شرب قهوت مشغول شد و از حفظ مراتب مخلصان و رعايت حقوق بندگان غافل ؛ تا عقارب كيد طرمطى و اصحاب او در حركت آمد و سركيسهء فتنهء نو گشاد . ) ( گفتار در ذكر مبادى احوال ) طرمطى و در پيش افتادن ( او . ) طرمطى غلامى بزرگ بود از غلامان اميرداد قديم [ و ] هنرى زيادت نداشت ( اما ) تركى زيرك « 4 » بود تا ز يك دوست و شراب‌خواره ، ( پيوسته با ) [ اهل ] رنود ( و اوباش ) مقيم زاويهء خرابات بود ( و ) به حكم خواجه تاشى با رفيع الدين « 5 » سرخاوى معرفتى داشت و رفيع الدين مردى بود لجوج و طالب غايت كارها . و خواجه ديگر بود

--> ( 1 ) جهانبانى . - ( 2 ) وزارت . - ( 3 ) با عصا . - ( 4 ) زيرك . - ( 5 ) رفيع الدين محمود سرخ كه مردى بود حيول لجوج طالب غايت كارها با وى معرفتى داشت .